پست1

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    به نام او...همین که چشمامو باز کردم چهره ی بشاش و خندون اطرافیان رو دیدم!چشم نخورم از همشون خوشگل ترم!!!
    از همون بچگی استایلم حرف نداشت و رو فرم بودم...!بهم گفتن به همراه اولین گریه ام یه لگد به پرستار بدبخت زدم همچین محکم بوده که ردش کبود شده.!(پس معلوم میشه ورزشکار خوبی هستی)اینقدر پر شر و شور بودم که از دیوار راست بالا می رفتم یه جا که بند نمی شدم.یه وقت
    می دیدی ولم می کردن بعد از چند ساعت به عنوان گمشده رو درخت خونه آقاجون پیدام می کردن.
    آخه پیش اونا زندگی می کردیم.هر روز صبح هر وقت بیدار می شدم به جای صدای دلنواز پرنده ها صدای گرامافون اولین صدایی بود که به گوشممی رسید!یه گرامافون عتیقه از قرن بوق که اگر فوتش می کردی زوارش در می رفت و پاش پاش می شد.توی اتاقم پشت در یه سینی داشتم که هر وقت بیدار می شدم برای صرفه جویی در وقتم!!!!!!می ذاشتم رو پله ها و سر می خوردم پایین.بماند که چهسر و صدایی درست می شد از اون ورو اول صبح و ناشتا همه رو سکته می دادم می رفت.حالا جالب اینجاست که بعد از اونم به جای دعوا و تنبیهبغلم می کردن و قربون صدقه ام می رفتن!!عجب جادوگریم من.......!!!!!!!!بگذریم از این جادوگر بازیا میرم سر اصل مطلب.....من نیازم!نیاز راد تک نوه ی دختری بزرگ خاندان برومند جناب احمد برومند و همسر مهربون و گلش رعنا امینی پور.آخ الهی نیاز فداتون بشه!!!!!!!!به خاطر تک بودنم همه عاشقمن البته تک بودن و بین یه گله پسر بزرگ شدن دردسر هایی هم داره.

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 14:26
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها